محمد بن حسين البيهقي

800

تاريخ بيهقى ( فارسي )

( 13 ) - پسر كاكو : محمد بن ابو العباس دشمنزيار كاكويه مكنى به ابى جعفر و ملقب به علاء الدولة از ديالمهء كاكويه صاحب اصفهان و مضافات ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 14 ) - سر به خط آرند : بفرمان آيند و اطاعت كنند ( 15 ) - تاش : مراد تاش فراش سپاه سالار ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 11 شمارهء ( 2 ) ( 16 ) - منازع : ستيهنده و خصومت‌كننده ، اسم فاعل از منازعت ( 17 ) - مال مواضعت : مال مواضعه و بر طبق قرارداد ( 18 ) - خدمت كند : پيشكش دهد و هديه فرستد ( 19 ) - يكى : بارى ، يك‌بار ، قيد شمار ، سعدى فرمايد : يكى بسمع رضا گوش دل به سعدى دار * كه سوز عشق سخنهاى دلنواز آورد ( 20 ) - ستارآباد : استارآباد كه همان استرآباد باشد ( 21 ) - علف : خورش مردم و ستور ( 22 ) - چه مىبينيد و گوييد : چه صلاح مىدانيد و عقيده‌تان چيست ص 669 ( 1 ) - سخن بايد و نبايد و شايد و نشايد : سخن بايسته و نابايست و شايسته و ناشايست ، مراد سخن مصلحت‌آميز ، موصوف و صفت - گاه برخى فعلها خواه از اصل فارسى باشد يا عربى مؤول به صفت مىشود و موصوف با كسرهء اضافه به آن مىپيوند ( نظير لاابالى و لايزال ) ( 2 ) - شوريده : آشفته و گرفتار اضطراب ( 3 ) - وز دگر سو : از جهت ديگر ( 4 ) - ارجاف : بكسر اول و سكون دوم خبرهاى دروغ افكندن ، مصدر باب افعال ( 5 ) - نالانى : بيمارى ، اسم مصدر ، مركب از صفت ( نالان ) و ياى مصدرى ( 6 ) - افتاده بود : عارض شده بود ( 7 ) - رفته باشد : درگذشته و مرده باشد ( 8 ) - گربز : بضم اول و سكون دوم و ضم سوم مكار و زيرك ( 9 ) - كارديده : كارآزموده و گرم و سرد چشيده ( 10 ) - مدارا : مخفف مداراة بمعنى به نرمى رفتار كردن ، مصدر باب مفاعله ( 11 ) - عدت : بضم اول و تشديد دوم مفتوح ساز و ساخت و اسباب كار ( 12 ) - رفت : درگذشت و مرد ( 13 ) - معنى جمله : كار حكومت آن سرزمين به دو فرزند خردسال ناتوان او رسيد ( 14 ) - قونش : اسم خاص است و سپاه سالار على تگين عطف بيان يا بدل آن ( 15 ) - بايد كه : يعنى وضع ايجاب مىكند كه الخ ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - ممكن است بايد مصحف شده باشد و اصل آن « باشد » بوده است يعنى احتمال دارد ( 16 ) - روى رفتن نيستشان : قصد رفتنشان نمىباشد ( 17 ) - شاه ملك : . . . حاكم شهر جند بود و در سال 432 هجرى خوارزم را از دست اولاد آلتونتاش خوارزمشاه بيرون كرد ( 18 ) - بوقه و يغمر و كوكتاش : نام سران تركمانان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 290 شمارهء ( 2 ) ( 19 ) - عياذا باللّه : پناه بر خدا ( 20 ) - بگشت : دگرگون شد و تغيير كرد ( 21 ) - رودبار : نام مكانى است ، مرحوم دكتر فياض در اسامى اماكن مقابل آن علامت سؤال گذاشته‌اند ص 670 ( 1 ) - برآمدن : بيرون آمدن و خارج شدن ( 2 ) - آلتونتاشيان : هواداران و منسوبان آلتونتاش